حدیث روز

. . . $@ ***دعاهای عاشقانه*** @$ . . . :: عکسهای موبایلم - مطالبی در مورد خانواده و زندگی - مذهب - همه چیز ، از همه جا

. . . $@ ***دعاهای عاشقانه*** @$ . . .

عکسهای موبایلم - مطالبی در مورد خانواده و زندگی - مذهب - همه چیز ، از همه جا

دیدار با آقای حاج رضا نبوی :-(

روح الله
   

 

امروز که شهادت حضرت جوادالائمه است ... قرار بود حاج آقا رضا نبوی مداح اهل بیت ، که خیلی دوسش دارم بیان لار ... منم رفتم در مسجدجامع ایستادم که ایشون و ببینم و باهاشون سلام و احوالپرسی کنم !

 وقتی ایشون و دیدم رفتم طرفش و سلام و احوالپرسی کردم ! اما ایشون بی اعتنا به من راه خودشون ، ادامه دادن و رفتن هرچی ایشونو میبوسیدم ! هیچی خلاصه ! اینم از دیدار ما با آقای نبوی که خیلی دوستش داریم ! {#emotions_dlg.frown}

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زیاد ناراحت نشدم ، چونکه فک کنم ایشون عجله داشتند {#emotions_dlg.sealed}

 

3 نظر

يكشنبه 16 آبان 1389، ساعت 18:36
دسته بندي ها: خاطره 
   

موبایل خراب

روح الله
   

سلام میخام یه خاطره خوب که خودم از اون درس گرفتم تعریف کنم ... برای خودم خیلی شیرینه ... نمیدونم بنظر شما چطور بیاد ...

روز جمعه که موبایلم رو کنار در حمام گذاشته بودم ... منتظر بودم دوستم تماس بگیره ...

وقتی اومدم بیرون دیدم آب رفته زیرش ... میشد خشکش کرد ولی ...

دلم قانع نمیشد ... چون از این موبایله دیگه خسته شده بودم گفتم آب روش میریزم تا تمیز بشه ...

پیش خودم گفتم یا خراب میشه میرم موبایل 5800 نوکیا مدل لمسی که خیلی دوست دارم میگیرم ...

یا هم این موبایله چیزیش نمیشه .......... با اجازتون آب رو موبایلم کردم {#emotions_dlg.laughing}

بعد از چنددقیقه موبایلم تو جیبم بود که زنگ خورد و قطع شد ...

دوستم بود ... هرچی دکمه هاشو فشار دادم کار نکرد  ...

سریع بازش کردم گذاشتم تو آفتاب ...

دوستم اومد و با هم رفتیم بیرون ...

برگشتم رو هم انداختم دیدم خرابتر شده و دکمه هاش همینطورالکی فشار میخوره ...

منم که خودم استاد همه چی هستم پیچاشو به هر زحمتی بود باز کردم ....

فوتش کردم ....... دوباره بستم ........ درست نشد که نشد .....

خیلی ناراحت شدم ....{#emotions_dlg.frown}

به خودم گفتم آدم عاقل کسی اینکار میکنه ... موبایل به این خوبی چش بود که تو آب روش کردی...

چه عکسایی که باهاش نگرفتم .... چه جاهایی که باهام نبود ... خیلی موبایله رو دوست داشتم

چون به انتخاب خودم گرفته بودمش ... {#emotions_dlg.cry}

خلاصه دلتون رو خسته نکنم ... عصر دوباره بازش کردم ... این بار صفحه کلیدش رو زیزش تمیز کردم ....... دوباره سرهمش کردم بازم کار نکرد {#emotions_dlg.cry}

دیگه ازش ناامید شدم ....

بعد افطار و نماز دوباره رفتم سراغش تا شماره هاش  و چیزایی که داخلش نوشته بودم رو یاداشت کنم .

با کمال تعجب دیدم موبایله داره کار میکنه و طوریش نیست {#emotions_dlg.surprised}

خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم {#emotions_dlg.smile}

این یه تجربه برای خودم بود که دیگه هیچ وقت از اون کارا {#emotions_dlg.tongue_out} نکنم .

 

4 نظر

سه شنبه 2 شهريور 1389، ساعت 11:3
دسته بندي ها: خاطره 
   

اگر خدا نخواهد ...

روح الله
   

اين مطلب توسط گذرواژه محافظت مي شود. براي مشاهده گذرواژه را وارد نماييد

گذرواژه:

 

1 نظر

دوشنبه 4 مرداد 1389، ساعت 18:29
دسته بندي ها: تصاوير موبايل -خاطره 
   

صفحه اصلی

خوراک خوان Rss

پیامکهای من
درباره من

درباره ...

 
 
در باره دعاها ، مطالب و عکسهای مورد علاقه که با موبایل میگیرم . امیدوارم از دیدن عکسها لذت ببرید ... همچنین چیزهای کمیابی که با زحمت گیرشون میارم رو برای استفاده ی همه سعی میکنم قرار بدم .

 

 

 

مدیریت

 
 
نام كاربري:
رمز عبور:
 

دسته‌بندي‌ها

 

آمار

 
  بازديد كل: 15801
بازديد امروز: 12
بازديد ديروز: 24
تعداد مطالب: 99
 
 
 
(زمان صرف شده براي توليد صفحه : 0:0.452)